مجموعه های تاریخ شفاهی یکی از روش های بررسی تاریخی بر پایه روش شناسی کیفی در علوم اجتماعی بشمار می آیند که به عنوان ماخذ علمی درجه اول در تحلیل ها و مطالعات مورد استفاده واقع می شود. این نوع مجموعه ها در بسیاری از کشورهای غربی در تمام زمینه ها به صورت طرح های  ملی بطور دائمی در جریان است.

مجموعه های تاریخ شفاهی در ایران نیز، بر خلاف تحقیقات تاریخی زیادی که بعد از سقوط سلسله پهلوی در ایران انجام شده است، رهیافت دیگری دارند و به هدف جبران کمبود محسوس انتشارات تاریخی بویژه تاریخ اقتصادی صورت گرفته و در تلاش بوده اند تا ابعاد سیاسی رویدادهای تاریخی را که  به آن بسیار پرداخته شده به کناری گذارد و به تحولات اساسی اجتماعی و اقتصادی آن دوره بپردازد–!.  هدف اصلی این مقاله توصیف و تحلیل عینیت علمی و نقش این مجموعه ها بر اساس ارائه گزارشی از اهداف و روش شناسی آنهاست. در این راستا نشان داده خواهد شد که چگونه مصاحبه با رجال سیاسی و اهل دیوان، رهبران و کادرهای جنبش های چپ، رهبران و هواداران نهضت ملی، علمای طراز اول ، رهبران و هواداران نهضت های اسلامی، نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران، زنان، اقلیت های قومی و دینی و نیز مقامات و تکنوکراتهای اقتصادی، کارآفرینان و سرمایه گذاران بخش خصوصی می تواند به رفع برخی ابهامات در تاریخ اقتصادی معاصر کشور کمک کند. چون بهرحال در تعریف تاریخ اقتصادی دست ما باز است و می توانیم از تحولات اجتماعی و سیاسی نیز در تبیین تحولات اقتصادی استفاده کنیم.(۱) همچنین سعی می کنیم تا حدی این مساله را روشن کنیم که چگونه جمع آوری این گونه روایت ها  از گروه های برجسته اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بر اساس روش شناسی علمی و کیفی توانسته است آرشیو های فوق العاده و منابع منحصر بفردی برای انجام تحلیل های اقتصادی و اجتماعی و شرح حال نویسی فراهم کند. بحث روش شناسی تاریخ شفاهی در ضمن مشکلات تهیه این مجموعه ها را نیز نشان می دهد. در پایان نیز به ارزیابی پیامدهای ناخواسته گسترش این نوع روش نه تنها در تحلیل های اقتصادی و اجتماعی می پردازیم بلکه این سوال را مطرح خواهیم کرد که آیا گسترش مجموعه های تاریخ شفاهی در ایران خود نشانه رشد پدیده باز اندیشی اجتماعی(Social reflexivity)  و فردیت و امکان ابراز خود (self-expersion) نیست که به صورت طیفی از داستان نویسی،  شرح حال نویسی و حدیث نفس (اتوبیوگرافی) نمودار می شود؟(۲)

 

وضع موجود مجموعه های تاریخ های شفاهی ( با تاکید بر ابعاد اقتصادی)

خاستگاه مجموعه های تاریخ شفاهی در علوم اجتماعی بر خلاف انتظار بر نمی گردد به اختراع دستگاه ضبط صوت بلکه در دهه ۱۹۶۰ میلادی بود که اولین برنامه تاریخ شفاهی در دانشگاه کلمبیای نیویورک توسط ” آلن نوینز” تاسیس شد و طی آن اقدام به ضبط خاطرات بعضی از شخصیت های تاریخی کردند.(۳) در سال ۱۹۶۲ پس از قتل کندی برنامه ای برای ضبط خاطرات همکاران او بر اساس شیوه تاریخ شفاهی در دانشگاه کلمبیا تدوین شد که ۱۱۰۰ نفر مصاحبه و خاطراتشان ضبط شد. این برنامه در دوره جانسون هم ادامه یافت. در حال حاضر صدها طرح تاریخ شفاهی در اروپا و امریکا وجود دارد و برنامه های تاریخ شفاهی به عنوان طرح ملی به حساب می آیند که در طول سال با تمامی قشرهای مختلف گفتگو شده و تجربیات آنها جمع اوری می شود(۴). بعلاوه گسترش سنت خاطره نویسی و وجود این مجموعه امکان کارهای متعددی را فراهم کرده است. بطور مثال، یکی از کاربردهای مشخص و روزانه این مجموعه ها وجود صفحه ای در روزنامه ها به نام صفحه “شرح حال درگذشتگان” ( Obituary ) که در کشورهایی که در این زمینه زیاد کار نکرده باشند نمی توان به طور منظم به این کار دست زد.
در ایران هیچ سابقه ای از وجود تاریخ شفاهی در ایران تا بعد از انقلاب وجود ندارد و تنها بعد از انقلاب شرایطی فراهم شد که امکان جمع آوری علمی مصاحبه را فراهم کرد. این مساله مهمی است که وجود این شرایط اگر نبود امکان جمع آوری علمی مصاحبه  فراهم نمی شد. این شرایط در مورد برخی دیگر تاریخ های شفاهی مانند تاریخ شفاهی روسیه در دانشگاه هاروارد نیز صدق می کرد. نیاز به جمع آوری تاریخ شفاهی به علت کمبود مدارک تاریخی در ایران بود بویژه برای تحلیل های تاریخی که تا حد زیادی به نظام سیاسی بسته ایران بر می گشت به علاوه اینکه دلایل دیگر نیز وجود داشت که تمامی محققان تاریخ با آن آشنا هستند از جمله پراکندگی اسناد و مدارک و عدم وجود یک نظام صحیح در نگهداری مدارک و اسناد تاریخی. البته آنچه در این دوره معاصر تا انقلاب بطور نظام یافته می توان یافت مربوط می شود به مدارکی نزد خارجی هاست که در بسیاری موارد دسترسی به آن محدود است. مانند وجود مرکز ضبط مدارک عمومی در بریتانیا (Public Record Office) که بعد از گذشت ۳۵ سال از عمر اسناد محرمانه وزارت خارجه و کنسول ها ی خارجی در دسترس عموم قرار می دهد.

پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد
اما در مورد ایران ییشنهاد اجرای اولین پروژه تاریخ شفاهی توسط دانشگاه هاروارد بر اساس مدل تاریخ شفاهی انقلاب روسیه انجام شد زیرا مشابهت هایی از این جهت بین دو انقلاب وجود داشت بطور مثال هر دو انقلاب به مهاجرت مقامات رده اول انجامیده بود.
شروع کار تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد با مدیریت حبیب لاجوردی سال ۱۹۸۱ شروع شد. بودجه طرح که به عنوان طرحی که “ابزار مطالعات” بعدی  (Research tool) را تقویت می کند بحساب می آمد توسط بنیاد فورد، کمکهای ایرانی ها و دانشگاه هاروارد تامین شد. هدف پروژه نیز استفاده از فرصت منحصر بفرد وجود مقامات ارشد رژیم پهلوی در خارج  برای جمع آوری خاطرات بود.
سوالات، عمدتاً حول نقش و جایگاه روایت کننده در طبقه حاکمه و رابطه اش با شاه بود. همچنین سوالات بیشتر در جهت روشن شدن خاستگاه های اجتماعی و سیاسی مصاحبه شونده و روشن کردن نوع اقتدار نظام سیاسی و نهادهای اصلی آن بود.
در این طرح  ۱۳۲ نفر مصاحبه شده اند و در حدود  ۱۸۰۰۰ صفحه کار درآمد. همچنین بر اساس توافق نامه دو روایت کننده از مجموعه هنوز مشخص نیست و منتشر نشده است(۵). این امکانی است که همانطور که در قسمت ویژگی های روش شناسی به آن اشاره می کنیم در اختیار افراد قرار می گیرد تا با اطمینانی که به آنها داده می شود روایت ها در محیطی خالی از نفوذ عوامل بیرونی بر ذهنیت روایت کننده باشد.
البته این نوع طرح ها و ومجموعه ها مشکلات خاص خود را دارند که عبارتند از جدید بودن کار بویژه برای مصاحبه شونده که علیرغم این گونه اطمینان ها به هر حال ممکن است سوء ظن هایی ایجاد کند.

آرشیو تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران
مجموعه های تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران بطور اخص با حفظ ویژگی های اصلی روش شناسی به طور دیگری منتشر شده اند. یعنی مصاحبه ها اول ضبط شده و بعد پیاده شدن توسط روایت کننده باز بینی شده.  این مجموعه ها تحت عنوان « مجموعه توسعه و عمران ایران» منتشر شده است(۶).
برنامه انرژی اتمی ایران : تلاشها و تنش ها، مصاحبه با اکبر اعتماد. مصاحبه اکبر اعتماد درباره تاریخ پروژه انرژی اتمی حول سیاست امریکا و ایران است. سوال اصلی که در این کتاب مطرح شده است. همچنین خواننده با تاریخچه تشکیل و تحول سازمان انرژی اتمی آشنا خواهد شد. بطور مثال این مساله مطرح می شود که آیا آمریکا با وجود رابطه خوب با شاه با انجام این پروژه موافق بود؟(۷)
سایر آثار این مجموعه نیز عبارتند از: تحولات صنعت نفت ایران: نگاهی از درون، مصاحبه با پرویز مینا و فرخ نجم آبادی(۸). تاریخ صنعت گاز ایران، مصاحبه با محسن شیرازی(۹). تاریخ صنعت پتروشیمی ایران، مصاحبه با باقر مستوفی(۱۰). سیاست و سیاستگذاری اقتصادی در ایران، مصاحبه با علینقی عالیخانی درباره سیاست های اقتصادی دهه ۱۳۴۰. یعنی دهه ای که دولت، تمام عیار و با تمام قوا به صحنه اقتصاد وارد شد و ابزارهای نوین چون بانک مرکزی، سازمان برنامه و بانک های تخصصی در توسعه اقتصادی سود جست(۱۱). جامعه، دولت، و جنبش زنان در ایران، مصاحبه با مهرانگیز دولتشاهی(۱۲). جای زنان در تاریخ شفاهی ایران کم رنگ است و همانطور که قسمت آخر خواهیم گفت یکی از ویزگی های تاریخ شفاهی و شرح حال نویسی بیان خود (Self Expression) در مقابل یا در کنار جامعه است(۱۳). مجموعه توسعه و عمران در خوزستان که از جمله اولین آثار این مجموعه بوده است(۱۴). مجموعه مصاحبه با عبدالمجید مجیدی ( وزیر کار دوره پهلوی و رئس سازمان برنامه)، خداداد فرمانفرمائیان و گودرزی درباره سازمان برنامه و تصمیم گیری اقتصادی و نقش شاه و رابطه وی با کارشناسان(۱۵). بطور کلی می توان گفت که این مجموعه با هدف رفع ابهامات از تصمیم گیری های اقتصادی و نیز شفاف کردن حوزه کارشناسی و تعیین صحت آمار و اطلاعات رسمی در تاریخ معاصر اقتصادی تهیه شده است.

پروژه تاریخ شفاهی اقتصادی دانشگاه لندن
این طرح که در سال ۲۰۰۰ در دانشگاه لندن، مرکز مطالعات خاورمیانه ای به مدیریت نگارنده آغاز شد هدفش جمع آوری روایت فعالان اقتصادی از تجربه خودشان در دوره پهلوی بود. آنچه در تاریخ اقتصادی معاصر از این دسته وجود دارد این است که فعالان اقتصادی و کارآفرینان ایران از میان گروه کارخانه داران و بازرگانان از اوسط دهه ۱۳۳۰ به یک گروه برجسته اجتماعی-اقتصادی شامل صنعتگران بزرگ، بانکداران، صادرکنندگان، واردکنندگان، پیمانکاران و مهندسین مشاور توسعه یافتند. اما فهم چگونگی شکل گیری و توسعه این گروه بر پایه اقتصاد و مدیریت مدرن بدون وجود این روایت ها نمی توانست به ابهاماتی در مورد خاستگاه آنها یعنی خاستگاه بخش تجاری یا زمین داری، نحوه توسعه فعالیت ها از بخش تجاری به بخش صنعت، از بازارهای محلی به بازارهای ملی و منطقه ای، نحوه تامین اعتبارات، نقش آن­ها در اتاق بازرگانی و انجمن های حرفه ای، تاثیر آن­ها بر سیاست های اقتصادی و غیره دست یافت.
ضبط تجربه این گروه با مشکلات خاصی روبرو بوده که شاید در طرحی های دیگر وجود نداشت. اگرچه تعهد روش شناختی این مجموعه مانند دیگر طرح های تاریخ شفاهی بود. بر خلاف سیاستمداران، روشنفکران، هنرمندان، و حتی روحانیون که خاطرات خود نوشته اند و یا حاضر به مصاحبه شده اند فراوانی خاطرات فعالان اقتصادی و سرمایه دارانی که خاطرات خود را نوشته باشند شاید از انگشتان یک دست هم تجاوز نکند. به همین سبب کار این طرح به مراتب از سایر طرح ها مشکل تر بود. روش شناسی این مجموعه بر اساس مصاحبه باز، عمدتاً براساس مدل تاریخ شفاهی هاروارد قرار داشت. مصاحبه با مقامات اقتصادی و مدیران بانک ها و برخی صاحبان صنایع در الویت قرار گرفته است. در این طرح با افراد بسیاری گفتگو شد اما تنها ۶ مصاحبه ضبط گردید و ۱۶ ساعت گفتکو جمع آوری شده است که در مرحله استخراج قرار دارد(۱۶).

سایر مجموعه های موجود تاریخ شفاهی نیز عبارتند از:
تاریخ شفاهی فعالین چپ:
این مجموعه در انستیتو بین المللی تاریخ اجتماعی هلند، به مدیریت تورج اتابکی در حال تهیه است. تا کنون با  ۲۸ نفر مصاحبه شده و ۲۶۲ ساعت نوار صوت تهیه شده است(۱۷).
تاریخ شفاهی روابط ایران و امریکا:
این مجموعه در دفتر مطالعات ایران تهیه می شود که هدفش گفتگو با مقامات ارشد آمریکایی درباره سیاست های خارجی آمریکا در مورد ایران است(۱۸).
تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی
گفتکو با یهودیان ایرانی اعم از فرهنگی و روزنامه­نگار و هنرمند(۱۹).
روش شناسی تاریخ شفاهی: عینیت علمی، اهداف و روش شناسی
نکات روش شناختی زیر باید در بیشتر طرح های تاریخ شفاهی رعایت گردد تا یک مجموعه علمی به حساب آید. برخی از این نکات شاید در برخی کشورها انجام نشود اما در مورد تاریخ شفاهی های ایران این مسئله صورت دیگری دارد.
۱) قدم مهم اولیه که باید به عنوان یک نکته روش شناختی توجه شود لیست کردن افراد است. یعنی کسانی که قرار است در فهرست مصاحبه ها باشند. ما باید معیارهای خود را در این مورد انتخاب و ارائه کنیم.
۲)   الویت بندی: بطور مثال در تمام طرح های تاریخ شفاهی ایران الویت به مسن ترها و برجسته ترین آنها داده می شد. چون تاریخ شفاهی های ایران در وهله اول به جمع آوری خاطرات نخبگان سیاسی پرداختند مجبور بودند به دو دلیل الویت بندی کنند: الف:  به دلیل زمان کوتاه زندگی. بطور مثال بعد از انقلاب بسیاری از سرمایه داران اصلی دوره پهلوی مانند حبیب ثابت صاحب کارخانه های شیشه سازی و یکی از قدیمی ترین کارآفرینان که بخشی از فعالیت هایش مربوط به دوره جنگ جهانی و حضور نیروهای متفقین در ایران بود، سعید هدایت صاحب کارخانه نقش جهان،  ابونصرعضد صاحب نیشکر اهواز، طاهر ضیائی صاحب سیمان خوزستان و فارس و رئیس چند دوره اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران‏، محمود رضائی صاحب مس سرچشمه، احمد خیامی صاحب فروشگاه های کوروش و بیمه آسیا، نمازی صاحب کارخانه آجرسازی و نساجی، رشیدیان صاحب عمده بانک تعاون و توسعه، علی کاشانچی از قند شازند، حسین قاسمیه از گروه صنعتی پارس، حاج محمد تقی برخوردار از پارس الکتریک، سلیمان وهاب زاده، محسن لک از جنرال تایر و شریک در ساختمان ثابت پاسال با پناهی، محمد فاتح از جهان چیت، حسین علاقبند صادرکننده عمده پنبه و معروف به سلطان پنبه در گذشته اند که چیزی از آن­ها ثبت نشد و بسیاری دیگر در سنین کهولت هستند.
ب: به دلیل اینکه دیگر کمتر به فکر بازگشت به قدرت گذشته فکر می کنند و لذا به فکر پنهان کردن خاطرات بر نمی آمدند. در مورد تاریخ شفاهی هاروارد ترتیب مصاحبه ها به این صورت بود: مسن ترها و اعضای بالاتر طبقه حاکمه، در مرحله بعد از روشنفکران و فعالین جنبش های دانشجویی دوره پهلوی، فعالین چپ، اعم از توده ای ها، مجاهدین، فدایی ها و …، روحانیون و مجتهدین  و برخی مقامات سیاسی بعد از انقلاب نیز مصاحبه شدند.
۳) موافقت نامه رسمی میان روایت کننده و مجری.رعایت این بسیار مهم است یعنی دادن اطمینان که روایت کننده هر شرطی داشته باشد باید انجام شود. بنابر این شما باید در فضایی باشید که نهادهای تحقیقاتی بتوانند از این قراردادها و تعهدات حمایت کنند. در غیر این صورت ممکن است بسیاری حاضر به گفتگو با شما باشند اما حاضر به ضبط روایت هایشان نباشند. مصاحبه های غیر ضبط شده را به سختی می توان بدون تقویت از سایر منابع به عنوان مدارک مستقل و قرائنی معتبر به شمار آورد. به هرحال شما باید بتوانید شروط مصاحبه شونده را بطور مثال وقتی درخواست کند تا ده سال بعد از مرگش متن آنها را منتشر کنید به نحو قانون­مند و با ضابطه انجام دهید.
۴) تاکید در مصاحبه ها بر اینکه در این طرح ما به تجارب و خاطرات روایت کننده نیاز داریم نه عقاید شخصی. حداقل در مورد ایرانی ها این مسئله وجود داشته است که روایت کننده ممکن است از این فرصت استفاده کند و به تبرئه خود بپردازد. یا روایت های حاشیه ای کند مثلاً درباره دوره کنونی و سیاست های اقتصادی فعلی حرف بزند. البته اگر امکانات وجود داشته باشد همین هم خود نوعی حدیث نفس است و ممکن است حاوی اطلاعات و مدارک دیگری باشد.
۵) ایده آل این است که بتوان در چند مرحله مصاحبه را انجام داد. یا حداقل بتوان در دو مرحله: در مرحله نخست سوالات باز باشد و در مرحله دوم به سوالات خاص تری از همان مسائل مطرح شده در مرحله اول پرداخته شود. معمولاً هم یک گفتگوی مقدماتی لازم است. در مورد تاریخ شفاهی اقتصادی این مسئله خیلی لازم است تا اهمیت کار خوب توجیه گردد(۲۰).
۶) آشنایی مصاحبه کننده با دوره ای که درباره آن گفتگو می شود و شخص مصاحبه شونده
۷) بی طرفی نویسنده(۲۱).
۸) مراحل مصاحبه بسیار مهم است: نخست گفتگوی آزمایشی یا اولیه، سپس  اگر امکان داشته باشد برخی مباحث نقل شده از طریق تقابل مصاحبه شوندگان با دیگران بررسی شود. بطور مثال اگر صاحب صنعتی با شما از تضاد هایش با تجار و یا رقبایش می گوید درباره او نیز باید با دیگران صحبت کرد.
۹) تهیه فهرست نام ها و نمایه: تا در یک مجموعه دیده شود که:

الف) تا چه حد ما توانسته ایم نظر افراد مختلفی که درباره هم روایت هایی داشته اند از منابع مختلف جمع آوری کنیم.

ب) این کار برای دیگر محققان که دنبال منابع خام درباره افراد مختلف هستند نیز مهم است(۲۲).
۱۰) از همه مهم­تر اینکه هر طرح باید زیر نظر یک گروه علمی و دانشگاهی باشد. این را ما در فلسفه علم ” اجتماع عالمان” می گوییم. نظارت آن ها ضامن عینی بودن کار جمع آوری است. پس اگر سازمان های مختلف بخواهند این کار را بکنند غیر از همکاری با دانشگاه امکان ندارد این مجموعه ارزشی پیدا کند.

نقش تاریخ های شفاهی در تحلیل های تاریخی اقتصاد ایران
اگرچه بیشتر روایت ها در طرح های تاریخ شفاهی با صاحب منصبان سیاسی،  روحانیون و روشنفکران و فعالان سیاسی بوده است اما از آنجایی که برخی این مسئله را مطرح می کنند که مطالعه تاریخ اقتصادی تعریف خاصی ندارد و بین تاریخ حوادث اجتماعی و سیاسی و اقتصادی تقسیم شده است بخوبی می توان از این گونه جمع آوری اطلاعات برای تحقیقات تاریخی اقتصادی استفاده کرد(۲۳). به علاوه به طور خاص برخی از این روایت ها حاوی نکالت جالبی است و در شرایط کمبود مدارک و اسناد، نکات کوری  را در تاریخ ما روشن کرده اند. در تاریخ شفاهی هاروارد مقامات اقتصادی زیادی مورد مصاحبه قرار گرفته اند. ازجمله عبدالمجید مجیدی وزیر کار و سرپرست سازمان برنامه.  اظهارات وی در مورد رابطه شاه و وزرا از یک طرف و نقش وزار در تصمیم گیری، نقش وزرا، نقش صرف اطلاع دهندگی مصوبه های شاه به مردم و بسیاری مسائل دیگر چون علل تشکیل حزب رستاخیز، حوادث تجدید نظر در برنامه پنجم و غیره حائز اهمیت است(۲۴). همچنین رضا مقدم اولین قائم مقام بانک مرکزی ایران و مدیر عامل بانک توسعه و سرمایه گذاری که شرح درگیری کارشناسان اقتصادی با شاه و نیز چگونگی اجرای برنامه تثبیت اقتصادی در سالهای ۱۳۴۰ الی ۱۳۴۱ که یک اراده سیاسی و کارشناسی را برای کنترل تورم نشان می دهد و نیز نمودار بانک مرکزی در سال های اولیه تاسیس که بر دو اداره استوار بوده، یعنی نظارت بر بانکها و بررسی های اقتصادی نشان می دهد(۲۵). از دیگر شخصیت های اقتصادی می توان به مصاحبه با محمد یگانه (رئیس کل بانک مرکزی)، ابوالحسن ابتهاج ( مرد قدرتمند دستگاه برنامه ریزی اشاره کرد(۲۶).
با استفاده از این روایت ها تصویر بسیار بهتری از آنچه وجود داشته است، از دوره مداخله گسترده دولت در اقتصاد و شروع دوره تامین هزینه های سرمایه گذاری اقتصادی توسط دولت از طریق نهادهای مداخله ای چون بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و بانک های تخصصی و طرح های زیر بنایی مانند پتروشیمی، انرژی اتمی، ذوب آهن و غیره می توان ترسیم کرد.
همچنین مصاحبه با برخی سرمایه داران مانند سید محمد لاجوردی و اکبر لاجوردیان و قاسم لاجوردی (تصویر جالبی از تاریخ اتاق بازرگانی، تاثیر اتاق بر سیاست های اقتصادی، فشارهای بیرونی دربار و مقامات سیاسی در دوره های مختلف بر استقلال اتاق، برخی دلایل تضاد بین تجار و بازرگانان با صاحبان صنایع مدرن بر اساس روایت آنها) بدست می آید.
سلسله مطالعات شفاهی پیرامون توسعه اجتماعی و اقتصادی در دوره پهلوی در میان سالهای ۱۳۲۰ الی ۱۳۵۷ توسط مرکز مطالعات ایران رهیافت خاصی دارند چون مصاحبه ها بیشتر حول موضوعات توسعه نهادها و سازمان ها دور می زند. لذا کمتر به شرح خاطرات شخصی چهره های مهم در فرایند تصمیم گیری اقتصادی پرداخته شده است. بویژه در دوره رشد نهادهای مالی دولتی. در این رابطه از دو مسئله نباید غفلت کرد: در پناه این دو مسئله، مطالعه این خاطرات می تواند موثرتر افتد: اول اینکه ظهور این نهادهای اصلی انباشت مصادف بود با توسعه ساختار سیاسی رژیم  پهلوی. به این عبارت که ما با افزایش استقلال دستگاه اجرایی دولت از قوه مقننه روبرو هستیم که در این میان رفته رفته قدرت در دستان گروه نخبه ایِ کوچکی به مرکزیت شاه و دربار متمرکز می شد. دوم اینکه، به همین موازات، دولت در توزیع سهم قابل ملاحظه ای از سرمایه های قابل سرمایه گذاری در اقتصاد نقش محوری می یافت. این دو عامل، قدرت دخالت اقتصادی دولت را افزایش داد و نیروی بالقوه زیادی را برای نظارت بر شیوه و الگوی سرمایه گذاری در اقتصاد اعمال کرد.
گفتگوهای کتاب مصاحبه با مجیدی و دیگران و نوشته­جات موجود بر این مسئله تاکید دارند که سازمان برنامه برای اطمینان از تاثیر تلاش های برنامه ریزی توسعه ای دولت در زمان بی ثباتی سیاسی و عدم سازماندهی اجرایی تاسیس شد و در ابتدا به لحاظ مالی نهادی مستقل از تشکیلات اجرایی عادی دولت به حساب می آمد. چیزی که ابتهاج، اولین رئیس قدرتمند آن همیشه در پی آن بود.

طی دو برنامه اول توسعه  ۱۳۴۱-۱۳۲۸  سازمان برنامه بطور عمده درگیر ایجاد تنظیم  و اجرای طرح های سرمایه گذاری خود، مستقل از ادارات دولتی دیگر بود. استقلال اولیه سازمان برنامه در واقع بر ساخت موقعیت سیاسی ایران در آن زمان منطبق بود. اما با وحدت سیاسی و اجرایی بیشتر دولت بعد از ۱۳۴۱، سازمان برنامه وظیفه ایجاد تنظیم و اجرای طرح های سرمایه گذاری منحصر به وزارت خانه ها و ادارات دولتی دیگر را رها کرد. این مسئله در خاطرات فرمانفرماییان بخوبی دیده می شود. از آغاز برنامه سوم با تشکیل شورای عالی اقتصاد که در تلاش برای هماهنگی بیشتر در سیاست اقتصادی دولت بود، سازمان برنامه تحت کنترل نخست وزیری درآمد و این موجب عزل ابتهاج گردید. در ترتیبات جدید تمام مسئولیت های سازمان برنامه اعم از برنامه ریزی ملی، نظارت عالی بر اجرای پروژه ها توسط وزیران مسئول و ادارات و تامین مالی برنامه های تصویب شده از طریق بودجه متمرکز شده مورد بررسی مجدد قرار گرفت. با آغاز برنامه پنجم در سال ۱۳۵۲ هنگامی که بودجه های عمرانی و جاری دولت یکی شدند سازمان برنامه استقلال مالی خود را از دست داد.
فرمانفرماییان همچنین به شرح و تمایز رهیافت برنامه ریزی خود از ابتهاج می پردازد. وی می گوید رهیافت ابتهاج به برنامه ریزی رویه شکافی (the wedge approach) بود یعنی استقلال مالی سازمان برنامه، و تخصیص کل در آمدهای نفتی به امر طرح های عمرانی (و نه به ارتش و بودجه جاری). در مقابل رهیافت ابتهاج، فرمانفرماییان رویه جبهه ای (the frontal approach) را مطرح می کند، یعنی دخالت وزارتخانه ها در امر برنامه های عمرانی به عنوان مجری طرح. اما ابتهاج می گفت نباید پول در دست وزارتخانه ها باشد. به گفته مخالفین ابتهاج در وزارتخانه ها همین رویه سازمان برنامه را دولتی در دولت کرده بود که با رشد نارضایتی های نمایندگان مجلس و وزرا ناچار با طرح ماده واحده در زمان اقبال عمر این رویه وی و کاریر اداری اش به سر آمد(۲۷). ابتهاج می گفت « اگر کارهای اجرایی از سازمان برنامه برود دیگر کسی به آن وقعی نمی گذارد»(۲۸).  سؤالی که افخمی در مورد این رویه ابتهاج مطرح می کند یکی از موضوعات مطالعاتی در تاریخ برنامه ریزی بشمار می آید که شایسته تحقیقات بیشتر است: آیا تاکید ابتهاج بر برنامه ریزی مرکزی پیامدهای نامطلوب تمرکز در نظام برنامه ریزی را پدید نیاورد؟(۲۹) چیزی که بر اساس گفته های فرمانفرماییان بینش اصلی برنامه پنجم شد یعنی تمرکز زدایی. اما مسئله جالب توجه این است که هم ابتهاج و هم فرمانفرماییان به خاطر تاکید بر رهیافت های خود از سازمان برنامه رفتند. فرمانفرماییان هم نتوانست در مقابل واگذاری اجرای طرح ها به وزراتخانه ها، بودجه کشور را از دارایی به سازمان برنامه بیاورد تا اهمیت این سازمان از بین نرود(۳۰). به هرحال ابتهاج جای خود را به خسرو هدایت می دهد، مردی که بر خلاف ابتهاج می دانست نباید سیاست را در امر اجرای برنامه ها ناچیز گرفت(۳۱). یکی از حسن های مصاحبه با فرمانفرماییان، نشان دادن این مسئله است که بر خلاف نظر عمومی، تکنوکرات های تحصیل کرده آمریکا در پی استقرار تمام عیار یک نظام اقتصادی مبتنی بر مکانیسم  بازارنبودند: « ما طوری تربیت شده بودیم که معتقد به یک تز خیلی ساده  بودیم که دولت می تواند و باید آگاهانه به سوی اهداف اقتصادی قدم بر دارد. بوسیله اقدامات دولت ما می توانیم در مکانیزم بازار دخالت کنیم…عرضه و تقاضا زیر بنا برای مملکت نمی سازد.»(۳۲) اما بعد توضیح می دهد که درصد کنترل دولت روی منابع کل کشور به نسبت بخش خصوصی را محاسبه می کردیم و درصدد کاهش این نسبت به نفع بخش خصوصی بودیم.مسئله مهم دیگری را که فرمانفرماییان به عنوان ضعف سازمان معرفی می کند عدم توجیه برنامه برای آحاد مردم است. « ما روابط عمومی درست نداشتیم که برنامه های کلان را برای مردم توجیه کنیم» اما باید گفت که ضعف این برنامه حداقل در چهارچوب دستگاه های نظام سیاسی مربوط به عدم اختیارات مجلس شورای ملی می گردید به این نحو که خواسته های مردم از طریق نمایندگان یا منعکس نمی شد و یا بازتاب آن در برنامه ها عملیاتی نمی گردید. مسئله جالب دیگر در گفته های فرمانفرماییان احداث ذوب آهن است: « احداث ذوب آهن یکی از گران ترین صنایعی بود که در ایران پایه گذاری شده … ولی متاسفانه ] به عدم احداث آن  [ یک جنبه عدم وطن پرستی دادند… می گفتند… اگر آدم می خواهد مستقل باشد از سیاست خارجی، باید آهن خودش بسازد»(۳۳) اختلاف سازمان برنامه با شریف امامی هم بر سر اجرای همین پروژه بود.احداث برخی از این نوع طرح ها بدون توجیه اقتصادی توسط تحصیل کردگان آمریکا و تکنوکرات های دهه ۴۰ و ۵۰ و یا ابلاغ قوانینی مانند تقسیم سهام کارخانجات در میان کارگران در حالیکه کشور در شروع دوره صنعتی شدن قرار داشت تسلط اندیشه سوسیالیسم و اجتناب ناپذیری آن را حتی در میان شاه و اطرافیانش بخوبی نشان می دهد(۳۴).
فرمانفرماییان همچنین توضیح می دهد که در لزوم اصلاحات ارضی او و دوستانش در ابتدای برنامه سوم قانع شده بودند که این امر اقدامی ضروری است. تمامی تکنوکرات هایی که او نام می برد از خانواده تجار و ملاک آمده بودند و به انجام تغییرات ارضی راضی بودند و آمریکا هم بر انجام آن اصرار می ورزید. بر اساس گفته های وی حتی برخی از ملاکین نیز خود دست به فروش اراضی خود زده بودند(۳۵). فرمانفرماییان هنگامی بار دیگر به سازمان برنامه برمی گردد که دیگر گروه مشاوران خارجی هاروارد رفته بودند اما رهیافت جبهه ای اش به برنامه ریزی و نهاد سازمان برنامه بدون حضور او انجام شده بود یعنی کارهای اجرایی به وزارتخانه ها رفته و بودجه به سازمان برنامه آمده بود.توضیحات دیگر وی مسائل زیادی را روشن می کند از جمله اینکه تکنوکرات هایی که به سازمان برنامه آمده بودند ایده برنامه ریزی را به صورت ایده تکنیکی – فنی می دیدند و نه در قالب یک فلسفه سیاسی خاص. لذا هیچ چهارچوب و طرح مشخص سیاسی خاصی در نظام سیاسی دوره پهلوی نداشتند. در نتیجه واکنش آنها در مقابل طرح های نظامی شاه یا طرح هایی که دربار با اعمال نفوذ انجام می داد تنها استعفاء یا خروج از سازمان برنامه و یا واگذاری طرح به دربار بود(۳۶).

ارزیابی پیامدهای ناخواسته گسترش تاریخ شفاهی: فرد و جامعه
روایت ها پیاده شده و نشده از نوع خاطره های فردی (memoir) اهل دیوانی است که اینک بعد از روایت شدن به صورت یک منبع و مأخذ با ارزش تاریخ­نگاری در آمده است(۳۷). بقول تود (Todd) در کتاب (Autobiographies in Freud and Derrida ) می توان گفت که این خاطرات به صورت متنی درآمده اند که پس از نقل، زندگی مستقل خود را یافته و اینک آنچه واقعیت یافته است چیزی جز متن نیست که درباره آن گفتگو شود.  لذا این خاطرات اینک آماده اند تا در معرض نقد و تحلیل تاریخی قرار گیرند و آنها را باید با توجه به موقعیت کنونی راوی و تاریخ حیات وی و اوضاع و احوال زمان و خلقیات و روحیات راوی خاطره قرار داده  تا بتوان رویدادهای تاریخ معاصر دوره پهلوی را که غالباً ناشناخته و پر از ابهام است در روشنای آن دریافت. به عبارت دیگر باید گفت که با موقعیت اسناد و منابع یعنی دانستنی های ما از تاریخ معاصر در مقابل مسائل مطرح و حل نشده و مبهم در این دوران، اگر هم این خاطرات و یا هر نوع خاطره ای از عناصر کم اهمیت تا عناصر مهم به قصد تبرئه نظام سیاسی هم طرح و گردآوری شده باشد همچنان ارزشمند هستند زیرا به هر حال نمودار آراء راویان است.  بعلاوه در این راستا بویژه رشد مجموعه های تاریخ شفاهی باید از طرف دانش پژوهان و محققان به عنوان یکی از عناصر مهم تحقیق مورد استقبال قرار گیرد. ذکر این مساله بدین خاطر است که برخی چنان چاقوی نقد بر این گونه مجموعه می کشند که اساس عینیت و اعتبار علمی خاطره های فردی از این نوع را زیر سوال می برند و یا حداقل اینکه بطور اخص به نوع سوالات مطرح شده با روایان معترض اند. باید به این مسئله توجه بیشتری شود که مسئله تاریخ شفاهی در ادبیات تحقیقی امر نو نهالی است و بنابراین تمامی اقدامات برای ایجاد این تاریخ مراحل توان فرسایی را طی نموده است. ممکن است برخی بر این گمان باشند که چرا سوالات مهم تری با روایان در میان گذاشته نشده و یا چرا بطور انتقادی تر با آن ها مصاحبه نکرده اند؟ از آنجاییکه گریزان بودن از ثبت هر نوع نشانه و ایجاد سندی و دادن اتوییوگرافی یا حدیث نفس  یا اعتراف به خطا، که روی دیگرش گرایش به وجیه الملگی به هر نحو در میان نخبگان سیاسی و حتی اقتصادی است از جمله عادات ماست جلب توافق نخبگان به گردآوری خاطرات و نشستن پای سخن آنان کار آسانی نیست چه رسد به طرح سؤالاتی که خود موضوع تحقیقات مفصل تری است. بنابراین طرح سؤالات انتقادی فضای گفتگو و گردآوری خاطرات را کدر و شبهه قضاوت ارزشی و لذا واکنش های متفاوتی را بر می انگیزاند که به همان اندازه از اعتبار چنان خاطراتی می کاهد.

 

دکتر علی‌اصغر سعیدی
به نقل از سایت تاریخ شفاهی ایران


پانویس ها
۱ William Outhwaite And Tom Bottomore,  The Blackwell Dictionary Of Twentieth-Century Social Thought, Edited By, Blackwell Publisher, U.K., 1993
۲ نگاه کنید به آنتونی گیدنز، تاریخ رها شده، ع. ا. سعیدی، علم و ادب، ۱۳۸۰.
۳  ضبط صوت وسیله ای ارتباطی است که  وجوه فردگرایانه زیادی دارد. زیرا امکان فرد مصرف کننده بر وسیله تسلط داشته و بطور فعال عمل می کند. فرد صدای خود را ضبط می کند و خود را بلافصل در آن می یابید. به عبارت دیگر بر خلاف بیشتر وسایل ارتباطی این وسیله دو سویه است و فرد در آن حریم شخصی خود را تعریف شده نیز می بیند. همچنین استفاده از انواع مختلف این وسیله از ضبط صوت های اولیه تا واکمن های امروزی با رشد گرایش های فرد گرایانه منطبق بوده است.
۴  نگاه کنید به مصاحبه مجید یوسفی با حبیب لاجوردی در کتاب هفته ، شماره ۱۳۷ ، شهریور ۱۳۸۲ ، ص ۲۰
۵ Iranian-American Relations, Oral History Research Office Columbia University, ttp://www.columbia.edu/cu/lweb/indiv/oral/guides/iran.html
۶ Afkhami, R., Umran-e Khuzistan (Khuzistan’s Development), Iran Interview with Abdorreza Ansari, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm,1994
۷ Afkhami, R.,  Barnâme-ye enerzhi-ye atomi-ye iran: talâsh-hâ va tanish-hâ (Iran’s Atomic Energy program: mission, structure, politics), Interview with Akbar Etemad, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm, ۱۹۹۷
۸  Afkhami, R., Afkhami, R.,  Tahavvul-e san`at-e naft-e iran: negâhi az darün ( The evolution of Iran’s oil Industry),  Interview with Parviz Mina, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm,1998
۹ San`at-e gâz-e iran:  az âghâz tâ âstâne-ye enqelâb (The Evolution of Iran’s Gas Industry: Organization, Policy, Assessment). Interview with Mohsen Shirazi, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm, ۱۹۹۹
۱۰ —, San`at-e petroshimi-e iran: az âghâz tâ âstâne-ye enqelâb (The Evolution of Iran’s Petrochemical Industry). Interview with Baqer Mostowfi, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm, ۲۰۰۱
۱۱ Afkhami, R.,   Siyâsat va siyâsatguzâri-ye eqtesâdi dar iran, 1340-1350 (Ideology, Politics, and Process in Iran’s Economic Development, 1960-1970). Interview with Alinaghi Alikhani, Iran’s minister of economy, 1963-1969, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm, ۲۰۰۱.
۱۲  —, Jâme`e, dowlat, va jonbesh-e zanân-e iran, 1320-1357. (Women, State, and Society in Iran, 1941-1978). Interview with Mehrangiz Dowlatshahi, , The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm, ۲۰۰۲
۱۳- برای بحثی پیرامون خاطره نویسی در میان زنان نگاه کنید به
Milani, F., Writing Womens lives in Iran,  Iran Nameh, XIV:4, Fall 1996
۱۴- Afkhami, R., Umran-e Khuzistan (Khuzistan’s Development), Iran Interview with Abdorreza Ansari, The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm,1994
۱۵- Afkhami, R.,  Barnâmeh rizi-ye umrâni va tasmim giri-ye siyâsi (Ideology, Process and Politics in Irans Development Planning), Interviews with Manuchehr Gudarzi, Khodadad Farmanfarmaian, and Abdol-Majid Majidi. The Foundation for Iranian Studies, Series in Irans Economic and Social Development, http://www.fis-iran.org/series.htm,1999
۱۶- Ali A. Saeidi, Role of Iranian Oral History collection in preparing biographies, Paper presented at ISA Research Committee on Biography and Society RC38 and the ESREA Research Network, Biography and Life History, Roskilde, Denmark, March 6-9, 2004
۱۷- Iranian Left Oral History Project, (1920s-1990s), http://www.iranian-l-o-history.com/Names.htm
۱۸- Iranian-American Relations, Oral History Research Office Columbia University, ttp://www.columbia.edu/cu/lweb/indiv/oral/guides/iran.html
۱۹ Iranian Jewish Oral History, Center for Iranian Jewish Oral History, http://ssgdoc.bibliothek.uni-halle.de/vlib/ssgfi/infodata/002343.html
۲۰ Ladjevardi, H., ‘A Research note: role of oral History in Preparing Biographies’, Iranian Studies, vol. Xviii, no.1, winter, 1985
۲۱ نگاه کنید به نقل حبیب لاجوردی از روایت صدقی در مصاحبه با رئیس دادگاه دکتر مصدق یعنی تیمسار آزموده. نگاه کنید به مصاحبه مجید یوسفی با حبیب لاجوردی در کتاب هفته ، شماره ۱۳۷ ، شهریور ۱۳۸۲ ، ص ۲۱
۲۲  بطور مثال یکی از انتقاداتی که احتمالا به نویسنده کتاب هویدا ابوالهول ایرانی ، عباس میلانی وارد است عدم استفاده از مصاحبه های تاریخ شفاهی هاروارد است در حالیکه نمایه نام ها در این مجموعه بارها از او نامه برده است.
۲۳ William Outhwaite And Tom Bottomore,  ۱۹۹۳
۲۴ خاطرات عبدالمجید مجیدی، وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه  ۱۳۵۱-۱۳۵۶ ، ویراستار حبیب لاجوردی، انتشارات گام نو،۱۳۸۱
۲۵ The Iranian Oral History Project, Centre for Middle East Studies, Harvard University, http://www.fas.harvard.edu/~mideast/iohp/
۲۶همانجا
۲۷توسعه در ایران ۱۳۲۰-۱۳۵۷ ، خاطرات منوچهر گودرزی، خداداد فرمانفرماییان و عبدالمجیدمجیدی ، ویراستار غلامرضا افخمی، ۱۳۸۱ انتشارات گام نو، ۱۳۸۱، ۱۹۲-۳
۲۸همانجا ، ص ۲۱۹
۲۹ همانجا، ص ۲۰۵
۳۰ همانجا،ص  ۲۱۹-۲۲۰
۳۱ همانجا،ص  ۲۱۳
۳۲ همانجا، ص  ۲۰۰
۳۳ همانجا، ص ۲۳۵
۳۴ همانجا، ص ۲۳۵-۲۳۶
۳۵ همانجا، صص ۲۳۶-۲۳۸
۳۶ همانجا، ص ۲۵۸-۲۶۳
۳۷ برای بحثی در مورد نقش خاطره در مطالعات تاریخی نگاه کنید به احمد اشرف، تاریخ، خاطره، افسانه ، ایران نامه، سال ۱۴ پاییز ۱۳۷۵ صص ۵۳۸-۵۲۵

دکتر علی اصغر سعیدی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران‎ ‏ اقتصاددان و جامعه شناس است. پایگاه اینترنتی ایشان که حاوی مقالات و اطلاعات ذیقیمتی است در این آدرس  قابل استفاده است:www.aa-saeidi.com
این مقاله برای نخستین بار در سومین همایش دو سالانه اقتصاد ایران‏ ، آذرماه ۱۳۸۳‏ پژوهشکده اقتصاد ، دانشکده تربیت مدرس ارائه شده است و نویسشنده آ“ را برای انتشار در اختیار این پایگاه قرار داده است.

 

دکتر علی اصغر سعیدی

saeidi@ut.ac.ir

منبع: انسان شناسی و فرهنگ